حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
32
تاريخ قم ( فارسي )
يزدانفاذار صاحب ناحيت ابرشتجان چون عرب اشعريان بقم نزول كردند ايشان را در قريه ممجّان فرود آورد ، عبد الله بن سعد را در سراى مردى كه نام او ذاذحره [ 1 ] بود فرود آورد و احوص كه برادر او بود در سراى مردى كه نام او خربنداد بود پس از آنكه از براى هر دو برادر عبد الله و احوص در اين هر دو سراى همه آنچ مردم بدان محتاج شوند از اوانى و رخوت و طرح و فرش و آلات و غير آن معدّ و محصّل گردانيده بود و مرتّب داشته ، بعضى از اهل قم روايت كنند كه چون عرب اشعريان بقم آمدند خيمها بزدند و فرود آمدند چون متمكّن شدند و قرار گرفتند و بسيار شدند در صحارى در شش ديه سراها و مقامها ساختند و منزل گرفتند و بار و بنه بدان نقل كردند و آن شش ديه ممجّان و مالون و قزدان و سكن و جمر و كميدان و آنچ حمزه اصفهانى در كتاب خود آورده است كه در هفت ديه مقام ساختند غلط و سهو است زيرا كه جلنبادان و ممجّان نام ديه واحده است و هر دو عبارت از يك ديهاند و آن را اين دو نام است و جلنبادان چنانچ مشاهده ميرود موضع حصنست كه دزپل ميگويند و ممجّان موضع ديه است كه آن را باب شهرستان ميگويند كه آن شهر است و فارقين [ 2 ] كه گرد برگرد آن بوده آل سعد آن را بينباشتند و در آن وقت كه بقم نزول كردند و بعضى از اثر آن باقيست آنجا كه در سراى ابى على بن عبديل است و آنجا كه ميدان اليسع است و آنجا كه فارقين سورناباد [ 3 ] است و آنجا كه باب چهار طاقست و آنجا كه باب على بن فرج است اين قدرست كه حمل توان كرد و گمان توان برد كه سورناباد ديه يا محلتى بوده است بانفراد على الجمله درين خلاف كردهاند كه جلنبادان و ممجّان و سورناباد يك بقعه بوده است و يك ضيعهء جامعه كه آن را بدين اسامى مفرده نام كردهاند خدا بدين عالمتر است مع هذا فارقين سورناباد اثر آن باقيست آنجا كه سراى ملك بن على حاجبست و من گمان ميبرم كه ممجّان اسم رستاقيست كه جامع ضياعى است كه بدين ناحيتاند تا غايت كه من خواندهام در قباله نو و كهنه كه ممجّان از ناحيت ابوراست پس در خاطر من آمد كه ابورا در وقتى جامع ضياع اين ناحيت بوده است ، امّا ديگر مواضع و محلَّات ازين ديههاى هفتگانه و سون ، جعفر آباد ، لاسود ، ساروا ، و بدين محلَّات چندين كوچه و مواضع است و هر يكى را نامى بوده بانفراد ، القصّه مجموع اين از اراضى اين ديههاى
--> [ 1 ] - با راء مشدّده ، [ 2 ] - در محاسن اصفهان ميافارقين نيز آمده ، [ 3 ] - خ ، ل ، سوراناباد ،